
پنج سالم بود ... خواهرم مرا در کمد انداخت و در را قفل کرد !! به او فحش دادم و با خود گفتم که او بی رحم ترین خواهر دنیاست ! در تاریکی گریه کردم ... بیهوش شدم ... به هوش که آمدم سربازان خواهرم را کشته بودند ! احسان افشاری...
ادامه مطلب
بابا داشت روزنامه می خوند بچه گفت : بابا بیا بازی ! بابا که حوصله بازی نداشت یه تیکه از روزنامه رو که نقشه دنیا بود رو تیکه تیکه کرد و گفتد : فرض کن این پازله ...! درستش کن ! چند دقیقه بعد بچه درستش کرد بابا ، با تعجب پرسید : تو که نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی ؟! بچه گفت : آدمای پشت روزنامه رو درست کردم ... دنیا خودش درست شد آدمای دنیا که درست بشن ... دنیا خودش درست میشه ......
ادامه مطلب